سيد محمد باقر شفتي
419
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
قنوت منسى ضرور نيست ، بلكه رجحان عود ثابت نيست . هفتم : آن است كه متذكر شد به حقيقت حال بعد از فراغ از نماز قبل از انصراف و انتقال از مكان نماز . هشتم : مثل هفتم است مگر اين كه تذكر به حقيقت حال بعد از انتقال از مكان نماز بوده ، خواه وقت نماز باقى بوده باشد يا نه ، ظاهر اين است رجحان تدارك قنوت منسى در اين دو صورت نيز ثابت بوده باشد ، پس در حال تذكر اگر مستقبل القبله بوده باشد به همان حالت اتيان به قنوت مىنمايد ، و اگر مستقبل نبوده باشد مستحب اين است روى به قبله نموده بعد از آن اتيان به قنوت منسى نمايد . مبحث هشتم : در بيان امور مناسبه در اين مقام است . بدان كه در اين مقام تنبيه بر چند مطلب مناسب است : اول - آن است كه قنوت منسى بعد از تدارك آن آيا متصف به وصف قضا است يا أداء ؟ مىگوئيم : ظاهر از كلمات بسيارى از فقهاء آن است كه قضا است . تحقيق مطلب مقتضى اين است كه گفته شود : يك قسم از آن تشكيكى در أدائيت آن نيست ، چنانچه يك قسم نيز تشكيكى در قضائيت آن نيست ، بقيه ديگر محل تأمل است . أما قسم أداء پس آن در قسم اول از اقسام مذكوره است ، وجه آن به اندك التفاتى ظاهر است . و أما قضاء پس آن قنوتى است كه اتيان به آن شده باشد بعد از انقضاى وقت نماز ، و همچنين قنوتى كه اتيان شده باشد به آن با بقاى وقت به قدر يك ركعت يا دو ركعت در قنوت نماز چهار ركعتى ، نظر به اين كه محل قنوت در ركعت ثانيه است با اشكال در آن ، چنانچه مذكور خواهد شد . و أما در ساير أقسام پس آنچه به نظر اين قاصر مىرسد أداء است ، به جهت آن كه قضا در اصطلاح ائمه أصول و فقهاء عبارت از مأتي بهاى بعد از انقضاى وقت است ، و آنچه در اين مقام متحقق است آن است كه اتيان به جزء صلاة شده در